محمد تقي جعفري

127

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

نمود و با اين كه به هيچ وجه نمىتوان همهء چون و چراهائى را كه در تحليل و تركيب محتويات مزبور پيش مىآيد ، پاسخ منطقى رسمى داد و با اين كه دريافت كنندهء محتويات مزبور مغز و دل گويندهء آنها را به دردها و ناگواريهاى انسانها مشغول داشته است ، با همهء اين اوصاف وضع روانى ويكتور هوگو را در يكى از عاليترين مراحل شكوفائى و انبساط نشان مىدهند كه اى كاش هوگو آن وضع روانى را موقع چشم بر بستن از اين دنيا ، اكثر متفكران اروپا تقسيم ميكرد و مىرفت . اينست معناى احساسات تصعيد شده كه بايستى همهء تعليم و تربيتها متوجه آنها گشته و با اهميت جدى تقويت آنها را در انسانها هدف خود قرار بدهند ، اگر انسانى براى بوجود آوردن تاريخ انسان بجاى تاريخ طبيعى مورد احتياج بوده باشد ، و با در نظر گرفتن مطالب فوق و توجه به اين كه على بن ابي طالب عليه السلام بطور قطع اسير و تحت تأثير احساسات خام كه روشنترين دليل ضعف شخصيت است ، قرار نگرفته است ، به اين نتيجه مىرسيم كه على بن ابي طالب با احساسات تصعيده شده اى كه عقل سليم و جهانبين در بوجود آمدن آنها شركت داشته‌اند ، زندگى كرده است . مهمترين دليلى كه اين مدعا را ثابت مىنمايد ، حالت شكرگذارى و احساس رضايت دائمى در بارهء مشيت خداوندى در جريان زندگيش بوده است . هيچ تاريخى اگر چه سند قطعى هم نداشته باشد ، نشان نمىدهد كه على بن ابي طالب ( ع ) در برابر آن همه ناملائمات گوناگون و بىشمار كه پيرامون او را گرفته بود ، دچار احساسات شده و در بارهء زندگيش با خدا به گلايه و شكوه بپردازد ، و بگويد كه : بار الها ، من على بن ابي طالب كه بنده و تسليم قوانين تو هستم ، من كه عدالت و رزيدن را با تمام سطوح روانى و ذرات خونم در آميخته‌ام ، من كه در همهء زندگىام حتى يك دروغ نگفته‌ام ، حتى به مورچه اى با كشيدن پوست جوى از دهانش ستم روا نداشته‌ام ، هرگز ارتباط خود را با بينوايان